الملا فتح الله الكاشاني

157

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

بابراهيم * ( وَإِسْماعِيلَ وَإِسْحاقَ ) * و اسماعيل و اسحاق كه پسران ابراهيماند * ( وَيَعْقُوبَ ) * و يعقوب كه پسر اسحاق است * ( وَالأَسْباطِ ) * و دوازده سبط كه آن دوازده فرزند يعقوب بودند * ( وَعِيسى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهارُونَ وَسُلَيْمانَ ) * تخصيص اين پيغمبران بذكر با آنكه در النبيين من بعده داخلند به جهت تفضيل و تعظيم است چه ابراهيم عليه السّلام اول اولو العزم است و عيسى صاحب شرع ناسخ و باقى اشراف انبياءاند و مشاهير ايشان در بزرگى * ( وَآتَيْنا داوُدَ ) * و داديم داود را * ( زَبُوراً ) * كتابى كه نام او زبور بود مشتمل بر حمد و ثناى الهى و خالى از ذكر او امر بلكه شريعة داود همان شريعت تورية بوده و يا معنى آنست كه قصهء بعضى را به تو اخبار كرده‌ايم قبل از نزول قرآن و بعد از آن در قرآن نيز ترا به آن اخبار داديم * ( وَرُسُلًا ) * منصوب است بفعلى كه و اوحينا اليك دال است بر آن چون ارسلنا يعنى فرستاديم پيغمبران را و يا از باب ما اضمر عامله است و مفسران قوله * ( قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ ) * يعنى پيغمبران را خوانده‌ايم قصهء ايشان را بر تو و نام ايشان را برده‌ايم در قرآن * ( مِنْ قَبْلُ ) * پيش از اينسوره يا پيش از امروز چون قصهء يوسف و زكريا و يحيى و اليسع و عزير عليه السّلام و غير ايشان چه اين سوره مدنى است مؤخر از سوره اى كه قصص ايشان در آن واقع شده * ( وَرُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ ) * و بعضى ديگر رسولان را كه قصهء ايشان بر تو نخوانده‌ايم و نام ايشان را ظاهر نگردانيده‌ايم * ( وَكَلَّمَ اللَّه مُوسى ) * و سخن گفت خدا با موسى بواسطهء شجر * ( تَكْلِيماً ) * سخن گفتنى اين نهايت مراتب وحى او بود اگر چه تكليم موسى در ذروهء طور بود اما با پيغمبر ما در غرفه نور بود كه فَأَوْحى إِلى عَبْدِه ما أَوْحى از آن كلام تمام بنى اسرائيل خبر يافتند و بر اين وحى هيچ عارف كل جز بتعليم محمدى صلَّى اللَّه عليه و آله اطلاع نيافتند و تخصيص موسى بجهة اظهار تفضيل او است و ببايد دانست كه جميع انبياء بعد از موسى تا عيسى در احكام او امر و نواهى تابع تورية بودند و ميان تورية و انجيل كتابى كه جامع احكام شرايع باشد نازل نگشت و زبور كه بر داود فرود آمد محض موعظه بود و اصلا ذكر احكام در آن نبود و در خبر است كه داود زبور برداشتى و بصحرا رفتى و علماى بنى اسرائيل در پس او بايستادندى و مردمان از پس ايشان و جنيان از عقب همه و دواب صحرا از پس جنيان و مرغان هوا پر در پر گستردندى و سايه بر ايشان افكندندى و از خوشى الحان و اصوات داود بيهوش شدندى مرويست كه روزى رسول صلَّى اللَّه عليه و آله در منقبت امير المؤمنين عليه السّلام حديثى طويل ادا فرمود و بعد از آن گفت كه